چی بگـــــــــــم.......؟؟؟
چی بگم از کجا بگم دردمو با کیا بگم بهتره که دم نزنم حرفی از عشقم نزنم
از عشقی که گم شد و رفت عاشق مردم شد و رفت
عشقی که بی فروغ نبود برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم رفتی نشستی روبروم
من از خودم چرا بگم باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو دست میدم به دست تو
دل از زمونه میکنم حرف دلم رو میزم
چه حالتی داره چشات نرگس بیمار چشات
چشم تو خوابم میکنه مست و خرابم میکنه
وقتی نشستی رو به من از عاشقی بگو به من
بذار چشات دل ببره این جوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن چشای سر سپردمو
میشه فراموش کنم خاطره های مردمو
-----------------------------------------------------------------------------------
· • ● (بنام اونی که منو دوست نداره.)● • ·
سلام میگم به همه اونایی که چه هر چند وقت یک بار و چه همیشه یه سر به منه
شکست خورده میزنن.میدونم٬خوب هم میدونم که هر وقت که به من سر میزنید
ناراحتتون میکنم و با ناراحتی میریدولی باور کنید این قلب شکسته من روز به روز
شکسته تر میشه مخصوصا این روزها.
خیلی بی معرفتی....
خیلی دلم گرفته...خیلی گلایه دارم...
لابد میگید از کی؟از اونی که اون بالاست٬از اونی که میگه خدام ولی هیچ وقت به فکر
بنده هاش نیست٬از اونی که میگه من همه رو یکسان میبینم ولی اینطور نیست.
دیگه از خودمم هم بدم میاد٬دیگه هیچ چیزو هیچ کس واسم اهمیت نداره.دوست ندارم این
حرفهام به کسی بر بخوره ولی همه بی معرفتن٬همه نامردن٬همه همدیگرو واسه یه چیز میخوان.
دوستای نازم اگه منه حقیر باعث آزرده شدن خاطرتون میشم به بزرگواری خودتون منو
ببخشید.این روزها اونقدر ریختم به هم که هر دوستی که منو میبینه نمیشناسه.
الانم دیگه حس نوشتن ندارم فقط اومدم از همتون تشکر کنم و ممنون باشم که
منو تنها نذاشتید و به من امیدواری میدادید٬خواستم بدونید که من دیگه نمیتونم شاد باشم
و شاد بنویسم و اومدم به یکی بگم که خیلی بی معرفتی...
خیلی...خیلی...خیلی...


برو و راحتم بذار می خوام که تنها بمونم


